در محضر قرآن باشید
در محضر قرآن باشید

بسم الله الرحمن الرحیم

از رسول الله صلى اللّه علیه و آله نقل شده که فرمود: ان هذا القرآن مادبه الله فتعلموا مادبته ما استطعتم و ان اصفر البیوت لبیت اصفر من کتاب الله

مادبه یعنی ادبستان. قرآن ادبستانی است که هر کس به فراخور استعدادف ظرفیت و تشنگی خویش می تواند از آن ادب آموزی کند. و معنای دیگر مادبه سفره (طعام بر روی سفره) است. یعنی قرآن سفره و خوانی گسترده است که هر کس که بخواهد می تواند از آن لقمه ای مناسب خود بر دارد.

 قرآن کریم، دریایی از حقایق است که عده ای از نگاه کردن به آن متنعم می شوند و برخی با شنا کردن در ساحلش بهره می برند و برخی هم با غواصی در آن به در و گهر و جواهرات ارزشمند دست می یابند و خوشا به حال آنان که خود دریا می شوند.

از جناب شیخ رجبعلی خیاط نقل شده‌ که فرمود:

« اگر انسان دیده باطنی داشته باشد می‌بیند به محض این که غیر خدا را در دل راه دهد، باطن برزخی او به همان صورت در‌ می‌آید، اگر غیر خدا را بخواهی قیمت تو همان است که خواسته‌ای، و اگر خداخواه شدی قیمت نداری، « من کان لله کان الله له » اگر در تمام لحظات مستغرق در خدا باشی انوار الهی در تو تابش میکند و‌ آن چه بخواهی به نور الهی می‌بینی. »

 قلب همانند آینه ای است که به هرچه رو کند همان تصویر در آن منعکس می گردد و چه پسندیده است قلبی که تصویر حقایق قرآن را منعکس کند.

علامه حسن زاده آملی اینگونه می سرایند:

کشف محمدى گرت بارقه اى عطا کند 

 ناطقه ادعاى از لو کشف الغطا کند 

علامه حسن زاده می فرمودند:

«آقا! ذکر می خواهید، یکی از اسماء قرآن ذکر است، ذکر همان قرآن است، البته دقت داشته باشید چطور برای درس وقت معین دارید، برای قرآن هم همینطور باشد؛ یک درس را قرآن قرار دهید، در پیشگاهش به درس بنشینید، استاد هم خدا باشد!» 

 و فرمود:

«ذکر، یکی از نامهای قرآن شریف است: وَ القُرءَانِ ذِی الذِّکرِ، إنَّانَحنُ نَزَّلنَاالذِّکرَوَإِنَّالَهُ لَحَافِظُونَ، چه بسا عزیزانی به بنده فرمودند که ذکری به ما بدهید؛ عرض کردم: «مگر خود قرآن ذکر نیست؟»

 

جادوگران
جادوگران

وقتی سوره طه را قرائت می کنیم، در بخش مواجهه حضرت موسی (ع) با ساحران، مطلب بسیاری شیرینی که انسان را مبهوت می کند شدت ایمان ساحران پس از دیدن معجزه حضرت موسی (ع) است.

حقیقتا بنده به حال این ساحران و ایمانشان غبطه می خورم. ما که نمی توانیم موسی (ع) شویم اما دلمان می سوزد که چرا ایمانمان به حد ایمان آن ساحران نرسیده که در مقابل فرعون ایستادند و گفتند:   ادامه مطلب